خرید بک لینک
زل میزنم به کلمه ی آبی رنگ پایین اسمت:

آنلاین

برچسب: نویسنده: مهراد حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:56

صبح که از خونه بیرون می رفتم حس می کردم قراره یه اتفاق خاص بیافته ... خوب راستش رو بخواهی حس می کردم شاید این حس یعنی تو برمی گردی تو رو اتفاقی تو خیابون می بینم که با لبخند و اضطرابی که سعی می کنی پشت اعتماد به نفس همیشگیت پنهانش کنی به سمتم میای و صدام می کنی تا شروع دوباره ای رو تجربه کنیم ... خوب ، من امروز فقط یه آدم تازه رو ملاقات کردم که هدف مشترکی داشتیم و اتفاق خاصی که در ذهنم بود نیافتاد . انتظارش رو هم داشتم که اتفاق نیاقته چون حتی احتمال رخ دادنش هم بسیار کم بود بسیار کم ... من همیشه همینقدر امیدوارانه به تو قکر می کنم ، تو رو همینقدر مصمم می بینم اما هر بار ناامیدم می کنی و منادامه مطلب

برچسب: یکنواخت,همیشگی, نویسنده: مهراد حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:56

من خوشحالم ، من به اندازه ی خودم خوشحالم . اندازه م همینه .

#پریدن_از_ارتفاع_کم

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 17:49 توسط آن دیگری |

برچسب: غمگین,ترین,حالت,ممکن,شادم, نویسنده: مهراد حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:56

خود تخریبی ! یعنی همین که یک ماه داروهات رو دور بریزی ... می دونی نمی میری بدون اون آمپول های کوچیک ،اما می دونی کم کم بدنت خود خوری اش رو دوباره شروع می کنه و رفته رفته ذوب می شی.

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 17:54 توسط آن دیگری |

برچسب: تخریب, نویسنده: مهراد حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:56

دنبال حرفی کلامی از عشق تو می گردم تا بازگردم ... اما دریغ از نشانی از تو...

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 18:58 توسط آن دیگری |

برچسب: نشان, نویسنده: مهراد حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:56

تحمل این درد برام راحت تر می شد اگر می دونستم هنوز دوستم داری و این شب ها تو هم به بیداری مبتلایی،

راحت تر می شد، راحت...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 3:5 توسط آن دیگری |

برچسب: راحت,جانم, نویسنده: مهراد حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:56

باز عکس تازه ای از تو قلبم رو لرزوند ... می خواستم تو ا عکس کنارت باشم سرم رو بزارم رو شونت و وقتی حواست نیست گونه ات رو ببوسم ، لبخند بزنی و سرت رو برگردونی و نگاهم کنی و موهام رو از صورتم کنار بزنی و پیشونیم رو ببوسی... دلم عجیب برای آدم توی عکس لک زده...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 12:35 توسط آن دیگری |

برچسب: نویسنده: مهراد حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:56

به نودنت عادت می کنم...

به نداشتنت عادت می کنم اما ...به فکر نکردن بهت نه!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:41 توسط آن دیگری |

برچسب: همیشه,چشامی, نویسنده: مهراد حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:56

دلم برای مامانم که تنگ می شه ، برای بابا که دلتنگ می شم و بغل شون می کنم و دلم باز می شه .

برای دوستام که دلتنگ می شم گوشی رو برمی دارم با پیامی ، تماسی و قراره بیرون و ... دلم باز می شه.

دلم برای تو که تنگ می شه... آخ دلم که برای تو تنگه...ندارمت . این دلتنگی خوب نمی شه. ...:(

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۶ساعت 6:31 توسط آن دیگری |

برچسب: دلتنگی,تمام,شدنی,نیست, نویسنده: مهراد حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:56

منتظرم به زودی بهم بگی دیگه طاقت دوری رو نداری ... منتظرم بگی هرچی حرف تو دلت مونده . بگی و از من بشنوی : "من هم ."

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۶ساعت 14:16 توسط آن دیگری |

برچسب: نویسنده: مهراد حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:56

صفحه بندی